وقتی که پاییز
چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1399 | مهرداد عزیز ابادی

وقتی که پاییز

وقتی که پاییز از برایت شد غم انگیز

 ازبرگهای خشک و زرد و و پاک لبریز

پاییز می‌بارید و می‌نالید هردم

با این همه رنگین کمانهای دلاویز

دیدم که میترسید باران از بهارت

من خیره بر دستان زرد و سرد پاییز

***

 

دیدم که میترسید باران از بهارت

دور از تو می‌شد هر بهاری داغدارت

ترسید میدانی که نزدیکت بیاید

 ترسید شادابی بیاید در کنارت

حتی بهار سبز، سبز آرزوها

ترسید تا باشد بدان حالت بهارت

***

 

میدیدی و گاهی تو میکردی تبسم

من در کنارت میشدم آن روز‌ها گم

دیدم بهار از اشک میسازی دمادم

میکردی اشعار جدیدی را ترنم

 در خلوتت عرش خدا لرزانده بودی

 انجا اجابت یافتی حتی تقدم


تمامی حقوق مادی و معنوی " تنهایی " برای " مهرداد عزیز ابادی " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم بـه قــدرت "مهدی بلاگ